به گزارش «سراج24»، اندیشکده «مرکز پیشرفت امریکا» در گزارشی به قلم «متیو داس» نوشت: با شروع دوره دوم ریاست جمهوری اوباما، میتوان اینگونه انگاشت که رویدادهای خاورمیانه حجم زیادی از برنامههای دولت را اشغال نماید، حتی با وجود اینکه واشنگتن درگیر متعادلسازی سرمایهگذاریهای امنیتی امریکا است.
اصلیترین موضوع در دستور کار رئیسجمهور در خاورمیانه، ایران خواهد بود
اصلیترین موضوع در دستور کار رئیسجمهور در خاورمیانه، ایران خواهد بود. در حالی که دولت اوباما درگیر چند معضل مهم در منطقه است، اولویت با ادامه دادن تلاشهای چندجانبه برای دستیابی به یک راهحل برای برنامه هستهای ایران از طریق مذاکرات است؛ به گونهای که تا حد ممکن از وقوع یک درگیری نظامی هزینهبر و غیرضروری دیگر نیز اجتناب گردد. با این حال، نباید معضل ایران را به تنهایی در نظر گرفت، بلکه باید برای درک بهتر، چگونگی ارتباط و تأثیر سایر تحرکات منطقه در این موضوع را نیز در نظر داشت.
پیش از آنکه به بررسی این که تلاشهای دولت به کجا رسیدهاند بپردازیم، بد نیست نگاهی اجمالی به شرایط حاکم بر خاورمیانه در سال 2009 که اوباما روی کار آمد، داشته باشیم. در آن زمان، ایران دوران موفقی داشت. تنها و مهمترین منفعت استراتژیک جنگ امریکا علیه عراق برای ایران، از بین رفتن یکی از موانع اصلی بر سر قدرت ایران (یعنی حکومت صدام حسین که ایران حدود بیست سال پیش با آن درگیر یک جنگ تحمیلی هشت ساله شده بود) و کمک به ایجاد یک دولت جدید که متحدان ایران در آن حضور چشمگیری داشتند، بوده است و خواهد بود. ایران و متحدانش از موجی که علیه اشغال عراق توسط امریکا در خاورمیانه به راه افتاد، سود فراوانی بردند؛ چنان که در نظرسنجی که در سال 2008 در منطقه انجام شد، محمود احمدینژاد رئیس جمهور ایران به همراه متحدانش، سید حسن نصرالله حزبالله و بشار اسد، رئیس جمهور سوریه به عنوان سه تن از تحسینبرانگیزترین رهبران برگزیده شدند. علت عمده این امر این بود که این سه نفر بیشترین مخالفت را با ایالات متحده ابراز داشته بودند.
آیا ایران و امریکا میتوانند بر چند دهه بیاعتمادی میان خود فایق آیند، و به مصالحهای دست پیدا کنند؟
پس از گذشت چهار سال اوضاع ایران به شکل قابل ملاحظهای افت کرده است. پس از آنکه اوباما در برابر سازش اولیه خود جوابی از جانب ایران دریافت نکرد، و پیشنهاد مذاکره با گروه 1+5 در اکتبر 2009 از طرف ایران رد شد؛ دولت امریکا نیز به اعمال تحریمها روی آورد، ولی همواره راه را برای مذاکره مجدد با ایران باز گذاشته است. با وجود چندین دوره مذاکرات طی 18 ماه گذشته، هنوز نتیجهای حاصل نشده؛ با این وجود گزارشها حاکی از آن است که دوره دیگری از مذاکرات قریبالوقوع خواهد بود. باید دید که آیا ایران و امریکا میتوانند بر چند دهه بیاعتمادی میان خود فایق آیند، و به مصالحهای دست پیدا کنند که به موجب آن، هم ایران که بر حق مسلم خود مبنی بر استفاده از انرژی هستهای در داخل کشور پافشاری میکند راضی باشد و هم خواستههای جامعه بینالمللی مبنی بر شفاف بودن چنین برنامهای برآورده گردد یا خیر.
تلاشهای دولت اوباما در اعمال تحریمهای بینالمللی علیه ایران، باعث شده اقتصاد ایران بحرانیترین دوران خود را از زمان جنگ با عراق تجربه نماید
تلاشهای دولت اوباما در اعمال تحریمهای بینالمللی علیه ایران، باعث شده اقتصاد ایران بحرانیترین دوران خود را از زمان جنگ با عراق تجربه نماید. همان گونه که من و مئیر جاودان فر، یک تحلیلگر اسرائیلی، در مقالهای در سال 2011 استدلال کرده بودیم، تلاشهای دولت اوباما در برقراری ارتباط با حکومت ایران، فشارها را روی دیپلماسی چند برابر و تمایل بیشتری در شرکای بینالمللی برای همکاری با تحریمها علیه این کشور ایجاد نموده است. به عنوان مثال، همکاری با ترکیه، یکی از شرکای کلیدی ایالات متحده در خاورمیانه، از زمان تنشهای ایجاد شده در اثر مخالفت ترکیه با تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل متحد علیه ایران در سال 2012، بهبود چشمگیری داشته است و ترکیه و امریکا اکنون کاملاً در هدف خود برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای با هم متحدند. انتقال قدرت در کشورهای عربی منطقه، و به راه افتادن جریانی موسوم به «بیداری عربی» پس زمینه تلاش برای مقابله با برنامه هستهای است. از زمانی که این قیامها در اوایل سال 2011 آغاز شدند، ایران سعی داشته آنها را بازتابی از انقلاب اسلامی خود در سال 1979 نشان دهد.
سر و سامان دادن به روابط میان امریکا و مصر برای دولت اوباما چالش بزرگی خواهد بود
سر و سامان دادن به روابط میان امریکا و حکومت مصر که تحت رهبری اخوانالمسلمین است، برای دولت اوباما چالش بزرگی خواهد بود ولی بعید به نظر میرسد که ایران در آن کشور تاخت و تاز کند. با وجودی که ایران پس از سقوط حسنی مبارک در سال 2011، به صورت دورهای به مصر کمکرسانی کرده است، هنوز مشخص نیست که محمد مرسی رئیس جمهور مصر و متحدانش تمایل چندانی به گرم کردن روابط خود با ایران داشته باشند. عملکرد مرسی از تابستان سال پیش که به ریاست جمهوری برگزیده شد، نشان میدهد که وی به تعهدات امنیتی مصر نسبت به اسرائیل احترام خواهد گذاشت و نقش سازندهای در سیاستهای خارجی ایفا خواهد کرد، (همانطور که این کار را در برقراری آتشبس میان اسرائیل و حماس در ماه نوامبر انجام داد) و در عین حال در مسائل داخلی دست بازتری در تحکیم قدرت اخوانالمسلمین در نظام جدید مصر خواهد داشت. نکته مهمی که قابل توجه به نظر میرسد، صحرای سیناست، منطقهای که ایران از آن به عنوان نقطهای کلیدی جهت انتقال اسلحه به گروههای نظامی فلسطین نظیر حماس و جهاد اسلامی استفاده میکند. ایالات متحده، اسرائیل و مصر همگی متفقالقول هستند که لازم است امنیت صحرای سینا تأمین شده و از تبدیل شدن آن به پناهگاهی ایمن برای گروههای نظامی جلوگیری گردد.
تحلیلگران معتقدند که از نابودی حکومت سوریه میتوان به عنوان اهرمی برای افزایش فشارها روی ایران استفاده نمود
میان تمامی معضلات مرتبط با مقوله «بیداری عربی» ، سوریه احتمالاً بیشتر از همه فکر رهبران ایران را به خود مشغول کرده است. ضعیف شدن تدریجی و سرنگونی نهایی حکومت بشار اسد، که به عنوان اصلیترین حامی ایران در منطقه شناخته شده و به ایران کمک کرد که پلی میان شکاف پارسها و اعراب ایجاد کند و همچنین امکان ارتباط با گروههای حزبالله و حماس را فراهم آورد؛ ایران را بیش از پیش منزوی خواهد کرد. با وجود این که انزوای بیشتر موجب خواهد شد بسیاری از افراد در حکومت ایران به ارزش مجهز بودن به سلاح هستهای به عنوان یک نیروی دفاعی بیشتر پی ببرند، برخی تحلیلگران معتقدند که از نابودی حکومت سوریه میتوان به عنوان اهرمی برای افزایش فشارها روی ایران استفاده نمود.
امریکا حتی اگر بخواهد هم نمیتواند تشکیل حکومت آتی سوریه را کنترل نماید
عدهای دیگر از تحلیلگران معتقدند که نه تنها سرنگونی اسد هیچ مزیتی در خصوص ایران برای ایالات متحده نخواهد داشت، بلکه توانایی واشنگتن در رهبری رویدادهای در جریان در سوریه پس از اسد را نیز محدود خواهد کرد. علیرضا نادر، یک تحلیلگر ایرانی در اندیشکده رند در گفتگویی که با من داشت گفت: «حکومت سوریه پس از سرنگونی اسد به احتمال زیاد توسط سنیهایی که کینه و دشمنی عمیقی نسبت به ایران دارند اداره خواهد شد و ایران شاهد نابودی بخش اعظم نفوذ خود خواهد بود. امریکا حتی اگر بخواهد هم نمیتواند تشکیل حکومت آتی سوریه را کنترل نماید.»
نتانیاهو مجهز شدن ایران به سلاح هستهای را به عنوان یک خطر ذاتی برای دولت اسرائیل میداند
و در آخر، باید به اسرائیل اشاره کرد که درگیری طولانی مدتش با فلسطین همچنان منبع اصلی تنشهای موجود در خاورمیانه است، و ایران سالهاست که از این مناقشات برای تقویت و تبلیغ مواضع ضد-غربی خود در منطقه سوءاستفاده مینماید. پس از تلاشهای اولیه دولت اوباما برای ایجاد یک توافقنامه صلحآمیز در سال 2009 و 2010، این تلاشها جای خود را به هماهنگسازی رویکردهای امریکا با اسرائیل در مورد مسئله هستهای ایران داد. بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، از همان روزهای آغازینی که شروع به کار کرد، به طور واضح اظهار داشت که مجهز شدن ایران به سلاح هستهای را به عنوان یک خطر ذاتی برای دولت اسرائیل در نظر میگیرد و این موضوعی است که وی بیش از ده سال روی آن تاکید داشته است. نتانیاهو مصرانه اظهار میدارد که اسرائیل به هیچ کشوری، هر چقدر هم که دوست و نزدیک باشد، اجازه نخواهد داد امنیتش را به بازی بگیرد و مقامات امنیتی اسرائیلی نیز بارها به امکان وقوع اقدامات نظامی هشدار دادهاند. تنشها میان اسرائیل و امریکا، پس از سال 2012 و پس از آنکه در مورد خط قرمزهای مربوط به برنامه هستهای ایران با هم اختلاف عقیده پیدا کردند گسترش یافت: هدف نتانیاهو جلوگیری از دستیابی ایران به هرگونه توانایی است که برای ساخت سلاح هستهای مورد نیاز است، در حالی که سیاست امریکا تنها متوقف کردن ایران از ساخت یک سلاح هستهای واقعی است. هرچند، سخنرانی نتانیاهو در ماه سپتامبر در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، نشان داد که اسرائیل از موضع خود در خصوص احتمال قریبالوقوع حمله به ایران تا حدودی پایین آمده و تصمیم گرفته به اوباما فرصت بیشتری جهت حل مسئله از طریق اعمال تحریمها و انجام مذاکرات بدهد.
ایران به آهستگی به خط قرمز اسرائیل نزدیک میشود
از آنجا که ایران به آهستگی به خط قرمز اسرائیل نزدیک میشود، مشخص نیست که اسرائیل تا کی منتظر خواهد ماند که گروه 1+5 با ایران به توافق برسد. این دو عامل، یعنی پیشرفت هستهای ایران و صبوری اسرائیل، تا حد زیادی در چگونگی رویکردهای دوره دوم دولت اوباما در خاورمیانه تعیین کننده خواهند بود. خاورمیانه در دورهای سرشار از ناآرامی و بیثباتی به سر میبرد، و هر آن ممکن است بحرانهای جدیدی سر برآرند، و محاسبات دولتها را به هم بریزند و یا فرصتهای جدیدی ایجاد نمایند.
*سایت خبری تحلیلی اشراف بدون تایید محتوا و ادعاهای مطرح شده در این گزارش، متن ترجمه بالا را برای اطلاع نخبگان و تصمیم گیران عرصه سیاسی کشور از رویکردها و دیدگاههای اندیشکدههای غربی منتشر کرده است



